دچار باید بود...
4 مرداد 87 :: فُطرُس

« یا حنّان »

 

$$ گاهی فکر می کنی زمین و زمان دست به دست هم داده اند تا از پا درت بیاورند اما وقتی سرت را بالا می کنی می فهمی دنیا فقط داشته تلاش می کرده روال عادی اش را ادامه بدهد و این تویی که آنقدر خلاف جهت حرکت کرده ای که تمام معمول زندگی برایت غیر معمول شده!

 

تصور کن...

تشنه ای، راهت را توی بیابان گم کرده ای و به دنبال یک قطره آب سرگردان شده ای. طوفانی از راه می رسد و تمام شن و ماسه را به سرو رویت می پاشد... آنوقت است که می نشینی زمین، دست هایت را روی سرت می گذاری- تا از آسیب طوفان در امان بمانی- و بغض می کنی. فریاد می زنی "بس کن این همه لجبازی را دنیا، مگر من چه کرده ام با تو؟" و بی خبری که زمین و آسمان دست به دست هم داده اند تا برای تو باران ببارند...

چند لحظه بعد که باران بگیرد، شرم نمی کنی از نگاه کردن توی چشم های آبی و صبور آسمان؟!!! $$

 

می دونی اگه صخره و سنگ تو مسیره رودخونه ی زندگیت نباشه...

صدای آب اصلا قشنگ نیست؟

میدونی...؟

 


پ.ن: بعد از این همه چشم انتظاری بالاخره آمدی؟!!! به خاطر من- همین یکسال- مثل ماه های دیگر سی و یک روزه تمام نشو، کمی بیشتر کنارم باش مرداد! به خاطر من... می شود؟!  

« والسّلام »





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




برای خواب ترد و دلاویز نیلوفر، همیشه فاصله ای هست. دچار باید بود وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد. دچار یعنی...

مدیر وبلاگ : فُطرُس
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
تا حالا دچار شدی ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic