دچار باید بود...
22 مرداد 87 :: فُطرُس

« یا حنّان »

 

من این روزها را دوست دارم... حتی بارانی ترین و طوفانی ترین هایش را!

من عاشق روزهای جوانی ام هستم...

 

کاش همیشه روز تولد آدم باشد. آخر روز تولدت احساس می کنی همه دوستت دارند. احساس می کنی دنیا همین یک روز تغییر کرده. احساس می کنی تازه شده ای... مثل غنچه ای که همین الان باز شده باشد.

من دارم زود بزرگ می شوم و نمی توانم جلوی این سیر صعودی را بگیرم.

حس می کنم چیزی شبیه یک توپ ژله ای از ته دلم کنده می شود و به قلبم می رسد، بعد دوباره قلپی سر می خورد پایین... من دارم متولد می شوم!

دلم می خواهد گریه کنم... آدم باید خل باشد که شب تولد بیست سالگی اش گریه کند اما من دلم می خواهد... شاید من خُل شده ام!

امسال تعداد تمام کسانی که به یادم بودند سر به فلک گذاشت و هیچ حسی بهتر از این نیست

.

.

.

کاش همیشه روز تولد آدم باشد.

 

شب بود و نسیم بود و باغ و مهتاب

من بودم و جویبار و بیداری آب

وین جمله مرا به خامشی میگفتند

کاین لحظه ناب زندگی را دریاب!

.:د.شفیعی کدکنی:.

 

نی نی

پ.ن1: بعدا جشن بزرگتری خواهم گرفت مبنی بر تمام شدن 19 سالگی ام که بدترین و گنگ ترین سال زندگی ام بود-رجوع شود به سالی به گنگی نوزده- . چقدر قوی شدم توی این یکسال... خدایا شکر!

پ.ن2:درست شب تولدم یکی از داستان هایم توی سایت لوح منتشر شد. هدیه خوبی بود... ممنونم!

پ.ن2: نمی دانم چرا نتوانستم بهتر از این بنویسم. پست روز تولد می بایست گرمتر از اینها باشد...

 

« والسّلام »





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
23 مرداد 87 09:08
تولدت مبااااااااااااااااااارک آبجی حونم!




برای خواب ترد و دلاویز نیلوفر، همیشه فاصله ای هست. دچار باید بود وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد. دچار یعنی...

مدیر وبلاگ : فُطرُس
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
تا حالا دچار شدی ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic