تبلیغات
دچار باید بود... - بستگان خدا
 
دچار باید بود...
28 شهریور 87 :: فُطرُس

« یا حنّان »

شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.
پسرک،
در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.
در نگاهش چیزی موج می‌زد. انگاری که با نگاهش، نداشته‌هایش را از خدا طلب می‌کرد. انگاری با چشم‌هایش آرزو می‌کرد
.
خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و
نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.

- آهای، آقا پسر!

پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد؛ بعد با چشم‌های خوشحال به کفش ها نگاه کرد و با صدای لرزان پرسید:

-  شما خدا هستید؟

 - نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!

 - آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!

نویسنده: ناشناس


ملکوت

دست هایی كه یاری می رسانند

 مقــدس تر از دست هایی هستند كه

                                                     دانه های تسبیح را می گردانند...

 

پ.ن1: بستگان خدا! بیایید قدر این شب ها را بدانیم و توی دعاهایمان یاد هم باشیم. شاید قلب پاک یکی این وسط دست دعاهایمان را گرفت و برد بالا... شاید شایسته رحمتش شدیم. بیایید در این شب های قدر، همدیگر را فراموش نکنیم.

خداوندا: برای همسایه كه نان مرا ربود، نان!

برای عزیزانی كه قلب مرا شكستند، مهربانی!

برای كسانی كه روح مرا آزردند، بخشش!

و برای خویشتن خویش، آگاهی و عشق می طلبم.


پ.ن2: و باز مثل همیشه؛ اگر دلتان لرزید و بغضتان ترکید... اینجا کسی محتاج دعاست.

التماس دعا

.

.

.

 

« والسّلام »





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
18 مرداد 96 16:15
My spouse and I absolutely love your blog and find most of your post's to be precisely what
I'm looking for. Do you offer guest writers to write content for you?
I wouldn't mind creating a post or elaborating on many of the subjects you write in relation to here.
Again, awesome blog!
29 شهریور 87 00:09
سلام.کرم بین و لطف خداوندگار*گنه بنده کرده ست و او شرمسار...چون خدا از جنس ماده و انسان نیست خدا از جنس خداست ...ملتمس دعا.
29 شهریور 87 00:09
یه چیز جالب كشف كردم. آدما به خاطر كارهاشون از خدا دور میشن اما خدا هیچ وقت از بنده هاش دور نمیشه به نظر متناقض میاد اما فكر كنم واقعیت داره. چون خدا از جنس ماده و انسان نیست خدا از جنس خداست.
چیشد اینارو نوشتم نمیدونم؟. ببخشید سرتو درد اوردم.
خلاصه من كه محتاج ترم.
التماس دعا
شاد باشی حتی توی شب قدر!
یا علی
29 شهریور 87 00:09
سلام
به من یكی كه امید نداشته باش.
فكر كنم بدترین ماه رمضون عمرم بود
یخ خشك بی حس
نه دعایی نه رازی نه نیازی نه خدایی.
میدونم حسرت از دست رفتن این روزارو خواهم كشید
اما چه كنم.
دلیلشم كم و بیش میدونم.
نمیدونم چه سری توی كار خداست كه هر كی ازش دور میشه خودش میفهمه كه ازش دور میشه و هر وقت نزدیكت میشه حسش میكنی. من الان دوری خدارو حس میكنم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




برای خواب ترد و دلاویز نیلوفر، همیشه فاصله ای هست. دچار باید بود وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد. دچار یعنی...

مدیر وبلاگ : فُطرُس
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
تا حالا دچار شدی ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :