دچار باید بود...
11 اردیبهشت 92 :: فُطرُس

« یا حنّان »

 

 

* برای مادرمان *

شنیده می شود از آسمان صدایی که...

کشیده شعر مرا باز هم به جایی که...

نبود هیچ کسی جز خدا، خدایی که...

نوشت نام تو را، نام آشنایی که ـ

 

پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد

و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد

 

نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد

نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد

نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد

دلیل خلق زمین و زمان معین شد

 

نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است

غزل قصیده ی نابی که در ازل گفته است

.

.

.

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده

و مادری کن و این بار هم اجازه بده

 

به افتخار بگوییم از تبار توایم

هنوز هم که هنوز است بی قرار توایم

اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم

کنار حضرت معصومه در کنار توایم

 

فضای سینه پر از عشق بی کرانه ی توست

کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست


.: سید حمید رضا برقعی :.



 

* برای مادرم *

من بدهکار توام ای مادر؛

همه جانی که به من بخشیدی

لحظاتی که برای امن من جنگیدی

و بدهکار توام عمرت را

روزهایی که ز من رنجیبدی

اشک ها دزدیدی... و به من خندیدی

.

.

.

من بدهکار توام ای مادر! (شاعر ناشناس)

 

 

پ.ن: کاش می شد برای کودکان تنها، فقط همین یکروز... لااقل فقط همین یکروز، مادری کرد! کاش...

 

« والسّلام »





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




برای خواب ترد و دلاویز نیلوفر، همیشه فاصله ای هست. دچار باید بود وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد. دچار یعنی...

مدیر وبلاگ : فُطرُس
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
تا حالا دچار شدی ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic