تبلیغات
دچار باید بود... - من و این همه خوشبحتی... محاله!
 
دچار باید بود...
30 خرداد 92 :: فُطرُس

« یا حنّان »

 

نمی دانم دقیقا چه شد که خدا یکهو دلش به حالمان سوخت و پنجره های 1*1 اتاق را باز کرد که: بنده های بی چاره من نفس بکشید، کم مانده بود تلف شوید!!!

 

طلسم هشت ساله ریاست جمهوری و جام جهانی با هم شکست و من هنوز نمی دانم چه شد که لایق لبخند خدا شدیم!

به قول یک روزنامه : کاش این هفته تمام نشود!

 

صبح از سفر سخت زمان می آید

زانسوی رمین و آسمان می آید

شب را که به فراسوی زمین رانده به خشم

صبحی که نفس نفس زنان می آید...

.: قیصر امین پور :.

 

 

پ.ن1: به قول یکنفر: " خدایا تمام سهمیه خوشی های این چندساله رو یه جا بهمون نده... ما جنبه نداریم می ترکیم ها!"

پ.ن2: ما منتظر 3خبر خوب در این هفته بودیم؛ بعد از حتمی شدن 2تای اول، هنوز به سومی امیدواریم که نه تایید شده و نه تکدیب...

پ.ن3: به بعضی ها باید گفت: "اونجایی که تو درس خوندی ما مدیر مدرسه بودیم... آره عزیزم!"  (این پی نوشت کاملا شخصی ست و هیچ ارتباطی به این پست ندارد! )

 

« والسّلام »

 





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
2 تیر 92 12:18
قشنگ بود عزیزم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




برای خواب ترد و دلاویز نیلوفر، همیشه فاصله ای هست. دچار باید بود وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد. دچار یعنی...

مدیر وبلاگ : فُطرُس
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
تا حالا دچار شدی ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :