تبلیغات
دچار باید بود... - سنگریزه
 
دچار باید بود...
25 تیر 92 :: فُطرُس

« یا حنّان »

 

سنگریزه ای توی کفشم بود و من بی خبر از آن، می لنگیدم و راه می رفتم... درد می کشیدم... داد می زدم! و فراموشم شده بود پاهای سالم و کفش های زیبایم را!

پیدا کردن سنگزیره کار ساده ای نیست... شاید هیچ وقت سنگریزه ای توی کفشتان نبوده! اما من بالاخره یک روز فهمیدم که آنجاست! کفش هایم را کندم و سنگریزه افتاد، و قاطی سنگریزه های دیگری شد که همه شبیه هم بودند!

_._._._._._._._._._._._._._._._._._

و حالا چند روزی ست که جور دیگری شده ام.

یک جور سبکی خاص... یک حس خوشایند؛

دیگر از هیچ کس و هیچ چیز دلخور نیستم حتی از کسانی که نهایت تلاششان را برای از پا در آوردنم... بگذریم. چند روزی ست که آنها را هم دوست دارم!

نمی دانم این حس از کی و کجا شروع شد، اما می شود حدس زد. می شود ربطش داد به خوان نعمتی که پهن شده و ساعت هایی که حتی نفس کشیدن غیر ارادی مان هم پاداش دارد... می شود ربطش داد به این مهمانی؛

 

منم مثل تو، ماتِ این قـصّـه ام

تو هم مثل من، امشبُ دعوتی

درست  تو  همین ساعتُ ثانیه

ســزاوار  زیـبـاتـریـن   رحـمتـی

تو این حس وحالِ عجیب و غریب

دوتا بال می خوای کـه رو شونَته

تو از هر مسیری بری می رسی

تو  از  هر دری  بگــذری خـونَـتـه

از این سفره ها معجزه دورنیست

بـبـیـن  دستِ دنیـا  تو دست منه

دعـا مــی کــنم تـا اجـابـت بشـه

دعـا مــی کـنم چون دلم روشنه!

من از عـشـق بـارون بـه دریـا زدم

بـه بـارون و بـه  آسـمـون دعـوتیـم

چـه مـهـمـونی با شـکوهی شـده

تواین لحظه هایی که هم صُحبتیم

                                                                 .: خواننده: محمد علیزاده---> بشنوید :.

 شهر بارون

 

این آرامش عجیب را مدیون دعای دیگرانم!

دیگرانی که دعا می کنند و خدایی که همیشه  می شنود!

خدایی که بهترین را برایمان رغم می زند!

بهترینی که قطعاً تدارکش زمان می برد؛ نه برای او، برای ما که آماده پذیرشش شویم!

.

.
.  

چند روزی ست که بدجور عاشق خدا شده ام...!

 

پ.ن: دعای دیگران زندگی آدمها را زیر و رو می کند... اما دل شکسته شان؟!

از دل هایی که ناخواسته شکسته ام می ترسم. اگر عامدانه بود می شناختم و سراغشان میرفتم...

این حرف ها شعار نیست. حرف های یک آدم درمانده است که نمی داند چطور حلالیت بخواهد! می دانم آدمهای زیادی به خانه ام سر می زنند، پس اگر نگاهی، صدایی، زبانی از من بر دلتان ترک انداخته به بزرگی میزبان این ماه مرا ببخشید!


 

« والسّلام »

 





نوع مطلب : دچار نامه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
7 مرداد 92 14:50
مرسی ....

زیبا بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




برای خواب ترد و دلاویز نیلوفر، همیشه فاصله ای هست. دچار باید بود وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد. دچار یعنی...

مدیر وبلاگ : فُطرُس
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
تا حالا دچار شدی ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :