تبلیغات
دچار باید بود... - رمضانی شبیه بهار
 
دچار باید بود...
14 مرداد 92 :: فُطرُس

« یا حنّان »

 

من پوست انداخته ام.

بهار شده و من درست شبیه دانه ای که در تمام زمستان زیر خاک بود، پوسته ام را شکافته ام و سر از خاک بیرون آورده ام!

من صبورتر شده ام. در تمام روزهایی که توی خاک سرد و تاریک مشغول شکافتن پوسته ام بودم و در تمام شب هایی که زمزمه های نا امید کننده می شنیدم... صبر را آموختم!

من پوست انداخته ام و در تمام آن لحظات دردناک، حضور تو را لحظه به لحظه بیشتر حس می کردم... خ د ا!

 

و رسالت من این خواهد بود
تا دو استکان چای داغ را
از میان دویست جنگ خونین
به سلامت بگذرانم
تا در شبی بارانی
آن ها را
با خدای خویش
چشم در چشم هم نوش کنیم

.: حسین پناهی :.

 


پ.ن1: دیروز روز خوبی بود. البته می گن بعضی ها تو آمپاسن! ولی به قول فیروز "خب حالا گریه نداره که!"...

پ.ن2: امسال با همه سال ها برایم فرق داشتی؛ نمی دانم چرا ولی اولین بار بود که هر شب آرزو می کردم کاش امسال دیرتر تمام شوی...

توی مهمانی ات به من خیلی خوش گذشت... ممنون خدا!

 

* عید رمضان پیشاپیش مبارک *

 


« والسّلام »

 



نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
25 مرداد 92 23:45
خدا قوت ...
18 مرداد 92 15:38
چشیدن طعم عید الله اکبر گوارای وجود پاکتان

و پیروی از سیره مولا علی ع چراغ راهتان باد . . .

دعا میکنم آسمانی شوید
16 مرداد 92 22:00
خدایا مرا ان ده که ان به
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




برای خواب ترد و دلاویز نیلوفر، همیشه فاصله ای هست. دچار باید بود وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد. دچار یعنی...

مدیر وبلاگ : فُطرُس
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
تا حالا دچار شدی ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :