دچار باید بود...
12 اسفند 92 :: فُطرُس

«یا حنّان»

قبلا اینجا یک پست نوشته شده بود... یک پست برای دخترم!

که البته خیلی اتفاقی پاک شد؛ اتفاقی که پیش از این نیافتاده بود!

**********

گرچه من از حذف شدنش خوشحال شدم... یعنی بهتر بگویم که "راضی" تر شدم، چون از اولش هم دلم نبود که این پست را بگذارم.

متن اصلی را پاک کرده بودم و خیلی بین آرشیو گشتم تا پیدایش کردم ولی دیگر قصد ندارم بگذارمش!

از اولش هم دلم نبود که این پست را بگذارم، ولی فکر کردم جای یک پست اختصاصی برای دخترم توی وبلاگم خالی ست...

ولی وقتی پاک شد، فهمیدم نباید ار اول این کار را می کردم!

به من ارتباطی ندارد که مردم روزی هزار بار توی وبلاگ هایشان از شیرین کاری بچه هایشان می نویسند و قربان صدقه شان می روند؛ من نمی خواهم و نمی توانم درباره درست یا غلط بودنش نظر بدهم...

ولی به خاطر دل نازک زنی که سال هاست بچه می خواهد و به هر دلیل نمی شود؛

به خاطر قلب پر درد مادری که جنین هفت ماهه اش را (بعد از کلی انتظار برای داشتنش) از دست داده؛

به خاطر اندوه مادری که کودکش به هر دلیلی از او دور است و یا زبانم لال... دیگر نیست؛

نمی توانم از این شادی بنویسم... حتی اگر بخواهم!

همانطور که بعد از تاهّل ام خیلی کم از زندگی دونفره مان نوشتم... با اینکه خیلی حرفها برای نوشتم و خیلی شادی ها برای تقسیم کردن داشتم!

کاری ندارم دیگران چطور فکر می کنند(و شاید حق با آنها باشد)... ولی به من آموحته اند با تعریف نکردن جز به جز خوشی هایم ... دلی را نشکنم!

من به همان روش های قدیمی دفترچه خاطرات پایبندم!

دفترچه ای که اختصاصی ست نه عمومی و همگانی!

و پاک شدن اتفاقی پستم، این اعتقاد را قوی تر کرد!

«والسّلام»





نوع مطلب : مادرانه، دچار نامه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
15 شهریور 94 20:00
عزیز دل من کجاست چرا نمیاد سر بزنه
یادش نره ک بیادشم اساسی
16 خرداد 93 13:28
سلام

خدا قوّت
فُطرُس
سلام
ممنون
25 اردیبهشت 93 21:03
سلام عزیزم امیدوارم که خوب باشی ونینی خوشمل ماهم عالی .عزیزم اینقد دلتنگت هستم که نگوووو کجاییی تو کاش یه شماره ازت داشتم تا از احوالت خبر دار میشدم.دوست عزیزم من منتظرم تا بیایی از احوالات خودتون بگید دوستت دارم
فُطرُس
سلام سلمای عزیزم.
خدا می دونه چقدر به فکرت بودم ولی واقعا فرصت نداشتم.
چشم الان میام وبت
23 فروردین 93 12:51
سلام سلام سلام.آخ که چقد دلم برات تنگیده بود دوست جونم .به خدا تا نظرت رو دیدم داشتم ذوق مرگ میشدم از خوشحال .نمیدونم باور میکنی یانه ولی وقتی صفحه وبتو باز میکنم ارامش خاصی بهم دست میده خیلی خدا رو شاکرم که دوست مهربونی مثه تو بهم هدیه کرد.دوست جونم منتظر خبر اومدن فرشته نازت به اغوشت هستم وبراتون سلامتی رو ارزومندم.منو بیخبر نزاری ها.دیونی اگه خبر اومدن فرشته ات رو همون روزای اول بهم ندی .چون تو خیلی برام عزیزی وشادی تو منو هم شاد میکنه.دوستت دارم مراقب خودت باش.
فُطرُس
سلام سلمای عزیزم.
ببخش که دیر اومدم. واقعا فرصت نداشتم.
منم دلم خیییلی تنگ شده بود. از لطف ومهربونیت ممنونم، خدا رو شکر که دوستای خوبی مثل شما دارم.
20 فروردین 93 13:38
سلام .من اینجا کامنت میذارم نمیرسه ؟ خانومی نی نی بدنیا اومد ؟
فُطرُس
سلام.
اسمتون ننوشتید...
نه هنوز یه کم مونده
18 اسفند 92 15:50
سلام. عزیزم. نمیدونم چیبگم از این همه احساس پاکت.
معلوم میشه خیلی مهربوتی چون اون وبتو رهاکردی که از نینی نویسی تا یکی که منتظره حس پوچی
نکنه.دوست عزیزم ولی بخدا مت خوشحال شدم که نوشتی.کمتر شخصی رو دیدم که احساسش این باشه.قربون قلب پاکت برم.دوست دارم . بووووووووووووووووووووووووووووس برای تو دختر مامانیت.ان شاالله که به سلامتی بدنیا بیاد.
فُطرُسسلام سلمای عزیزم.
خییییلی به من لطف داری. من فقط کاری که فکر کردم درسته انجام دادم.
با شناختی که من ازت دارم قلب تو هزاران برابر بیشتر پاکه عزیزم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




برای خواب ترد و دلاویز نیلوفر، همیشه فاصله ای هست. دچار باید بود وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد. دچار یعنی...

مدیر وبلاگ : فُطرُس
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
تا حالا دچار شدی ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات