دچار باید بود...
28 مهر 86 :: فُطرُس

« یا حنّان»

 

خیره شده بود به نوشته های استاد، روی تخته سیاه:

پس نتیجه می گیریم هر چه دوجسم، تشابه بیشتری داشته باشند، به دلیل برجستگی ها و فرو رفتگی های یکسان، اصطکاک بیشتری دارند...

نگاهش را از تخته برداشت و به دفترش دوخت...قلمش تند و تند حرکت می کرد. اول فکر کردم نوشته ی پای تخته را یادداشت می کند... ولی وقتی نگاه مشتاقش را روی چهره ام حس کردم، مثل همیشه بی اختیار به دفترش نگاه کردم. کنار جمله ی استاد فِلِش زده و نوشته بود:

*نتیجه: هر چقدر دو تا آدم بیشتر شبیه هم باشند، به دلیل اینکه رفتارهای خوب و بد یکسان دارند، دچار اصطکک(کُنتاک) بیشتری می شوند.

و زیرش اضافه کرده بود:

تذکر مهم: تا حالا هیچ وقت به این اندازه، از تفاوتمان خوشحال نبودم!

 

« والسلام»

 





نوع مطلب : دچار نامه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1 آبان 86 07:10
با وجودیكه نباید می اومدم اومدم
باحال بود




برای خواب ترد و دلاویز نیلوفر، همیشه فاصله ای هست. دچار باید بود وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد. دچار یعنی...

مدیر وبلاگ : فُطرُس
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
تا حالا دچار شدی ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات