دچار باید بود...
2 دی 86 :: فُطرُس

« یا حنّان »

  مـن امشب سکـوت دلم را شکستم

  سـکوت شبـسـتان غـم را شکستم

  قسم خورده بودم که عاشق نباشم

به عشقت شکوه قسم را شکستم

 قـلـم  تـا  نـگـویـد  حـدیـث  جـدایــی

خــروش  زبـان  قـلـم  را  شکستم

  عـلـم کـرده بـودنـد رسـوائـی ات  را

 زدم  تـیـغ و دسـت عـلـم را شکستم

  بـه عـشقـت ببین بی نگاه تو امشب

 دلم  را  دلـم  را  دلـم  را  شکستم

.: مظهری :.

 

پ.ن1: باورم نمی شود اینقدر در حقّم لطف کنی... اگر همیشه با نام های مختلف صدایت می زدم، حالا دیگر «حنّان» از زبانم نخواهد افتاد! مثل 20 سال گذشته مدیون حنّانیت ات هستم! هیچ حرفی برای گفتن ندارم جز همانی که حسن گلاب گفت: "خیلـــــــــــــــــــــــــــی باحالی خــــــــــــــــدا!"

پ.ن2: گاهی اتفاقی، تمام باور هایت را به هم می ریزد... و گاهی اتفاقی دیگر تمام باور های از هم گسیخته ات را مثل یک ریسمان به هم می بافد!

 

« والسّلام»





نوع مطلب : دچار نامه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
5 دی 86 01:12
اس ام است دلم رو شکوند
همین...
3 دی 86 11:12
مث كه تامن سوتی ندم نمیشه..........
برای تغییر فضا:به خدا اگه بذارم شعر تقدیمم كنی........حالا كه این قدر اصرار می كنی شاید.....ذوق نكن بذار فكرامو بكنم.....




برای خواب ترد و دلاویز نیلوفر، همیشه فاصله ای هست. دچار باید بود وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد. دچار یعنی...

مدیر وبلاگ : فُطرُس
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
تا حالا دچار شدی ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات