تبلیغات
دچار باید بود... - کلاف
 
دچار باید بود...
26 اسفند 86 :: فُطرُس

 « یا حنّان »

 

درست زمانی که فکر می کنی همه چیز برای بافتن یک ژاکت زمستانی آماده است... کلافت در هم می پیچد و تو، مجبور می شوی زمستان سرد را بدون بالاپوش بگذرانی!

گاهی همه چیز مثل یک کلاف نازک در هم می پچید و کلاف هر چه نازکتر، بازکردنش سختر...

می توانی منتظر دستی بمانی تا کلافت را باز کند... یا خودت دست به کار شوی! زمستان گاهی زیاد سر می شود!

 

کلاف سردر گم زندگیمو می شکافم

اونو دوباره از نو می بافم

حتی اگه این خونه ویرون بشه

می خندم...

زندگیم از دست تو داغون بشه

می خندم!

 

پ.ن1: یادت باشد هیچ چیز توی این دنیای فانی، توانایی از پای در آوردن مرا ندارد و نخواهد داشت. من، تمام کلاف های گره خورده را با دستهای کوچکم باز می کنم... حتی اگر تمام عمر مجبور به این کار شوم! 

پ.ن2: نگو از این حرفها نزن که خودت گفتی آدم باید انتظار همه چیز را داشته باشد.

پ.ن3: الهی به مستان میخانه ات...

 الهی...

 

« والسّلام »





نوع مطلب : دچار نامه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
26 اسفند 86 11:03
آخ که اگه بدونی غم تو یکی یه دونه ی من داره من رو از پا در میاره
اگه بدونی که چقدر دل نگرانتم
اگه بدونی چه آرزوهایی برات دارم
بیچاره آن که درکش نیاید...
26 اسفند 86 06:03
این ژاكت های حاضری هم خوبندها! لزومن كه نباید دستباف باشد عزیزجان! در مورد خواندن هم مهم نیست به نظرمان خیلی! مهم وجود ارتباط است ولاغیر! كه آن هم محیاست به شكر بستنی!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




برای خواب ترد و دلاویز نیلوفر، همیشه فاصله ای هست. دچار باید بود وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد. دچار یعنی...

مدیر وبلاگ : فُطرُس
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
تا حالا دچار شدی ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :