دچار باید بود...
29 خرداد 87 :: فُطرُس

« یا حنّان »

 

اصولا الان باید "توابع مثلثاتی انتگرال مختلط" را از این ریاضیات مهندسی وامانده تمام کرده باشیم. یعنی نشسته ایم عینهو این بچه درس خوان ها برنامه ریخته ایم که چه طوری خرمان را بزنیم(دور از جان مبارکتان) و امتحاناتمان را که مثل مصیبت خراب شده اند روی سرمان، خراب نکینم!!!! (یعنی یک چیز خراب را خرابتر نکینم!) اما خب از آنجایی که انسان همیشه دلش می خواهد کاری را انجام دهد که نباید انجام بدهد، ما الان در نت تشریف داریم!!!

 

امروز دلمان خیلی سوخت! برای خودمان و نسل امروز که البت گفته اند ما دیگر جزوشان نیستیم و گویا فتوا داده اند ما نسل قدیم شده ایم!!! یعنی یک جورهایی داریم با سرعتِ صعودیِ اعجاب انگیزی پیر می شویم!

داشتیم عرض می کردیم که دلمان سوخت برای خودمان و برای نسل امروز(رجوع شود به نظراتِ پستِ "نیمه ی روحم..."!!! که حتی رویشان نمی شود به آسمان نگاه کنند... و نمی دانیم انگار آسمان همیشه هست و اگر چشمانمان را بسته ایم خودمان ضرر کرده ایم نه آسمان.

یک آن، این فکر بی خود به سرمان زد که نکند چون حوصله نگاه کردن به آسمان را نداریم اسمش را خجالت می گذاریم! شاید آسمان دیگر جذاب نیست؟! زمین جذابتر شده ؟

بعد استغفراللهی گفتیم و ترجیح دادیم کار به کار نسل امروز نداشته باشیم، بگذاریم زندگی شان را بکنند! بی آسمان یا با آسمان.

 

پ.ن1: عاجزانه التماس می کنیم برای امتحاناتمان دعا کنید که سه روز دیگر شروع می شوند و مثل همین برقِ نوبتی شده، در روزهایش به شدت صرفه جویی کرده اند!! برای هر کدام 20 ساعت وقت مطالعه هم نداریم!

پ.ن2: تو گلویت را پاره کن، خودت را بزن، جیغ بکش... کسی نمی فهمد خرداد نحس است حتی اگر اتفاقی توی خرداد بمیری! و بدبختی این است که هنوز یک روز و نیم مانده تا نحسی اش رخت ببندد از سر کچل ما!

.

..

...

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار، خواهیم خُفت!

.:د.ع.شریعتی:.

...

..

.

 

« والسّلام »





نوع مطلب : دچار نامه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
1 تیر 87 04:06
سلاملیکم!

می بینم که خر تو را می زند تا تو خره را!
دومندش ( گشنم بود اولندش رو خوردم) همچینی گاهی این رگ غیرتمان میزند بالا وقتی میبینم بعضی ها...استغفرالله...بالاخره یکی یک داته آبجی من است و هزار دل..استغفرالله..خلاصه گفته باشم یهیهو غیرتمان رها می شود و آن موقع درست بشو نیستم!
سیمن این که آخ این خرداد تموم شد چه فازی میده!!!!
بعدش هم که فعلا در امتحاناتمان قرغیم (دلم میخواد اینجوری بنویسم)
می بینمتان به زودی
1 تیر 87 12:06
سوم. خردادتان تمام شد. یك ساعتی می‌شود. خرداد نحس! خودتان می‌دانید لابد. و رخت بربست از كله‌ی كچل من!
چهارم. دعا می‌كنم كه زمان، برای‌تان زمان دراماتیك باشد (البته برعكس حس و حال‌تان كه قاعدتن باید این 20 ساعت زودتر هم برایتان بگذرد) و دیرتر بگذرد مثلن بشود 200 ساعت یا بیشتر. می‌شود. زمان موجود غریبی‌ست. می‌شود. من این موجود را خوب می‌شناسم. می‌شود.
پنجم. فیه ما فیه/3
ششم. این هفته من هم البته جلسه‌ی دفاعیه‌ی پایان‌نامه‌ام است. (این جمله به لحاظ دستوری غلط است!) دعا كنید.
آخر. یا علی
1 تیر 87 12:06
اول. سلام
دوم. چقدر دورم از دنیای‌تان. دنیای امتحانات روی ورقه. دنیای دو دو تا چهارتا. هیچ‌وقت دنیای دو دو تا چهارتا را دوست نداشتم و مقاومت مصالح را با نفرت پاس كردم، با زجر و قسم خوردم دیگر برنگردم. دنیای من «دو دو تا فوق‌اش می‌شود پنج تا یا اگر كمی چانه بزنیم شش تا هم می‌شود» است. و چقدر دور شده ام از دنیای امتحانات حفظی یا پایه‌ای كه باید پایه‌ات قوی باشد كه من هیچ وقت پایه‌ام قوی نبود نه در جبر نه در هندسه نه در دو دو تا چهار تا، كه آن را هم حفظ كرده‌بودم و هیچ وقت نفهمیدم كه چرا باید حتمن دو دو تا بشود چهار تا.




برای خواب ترد و دلاویز نیلوفر، همیشه فاصله ای هست. دچار باید بود وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد. دچار یعنی...

مدیر وبلاگ : فُطرُس
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
تا حالا دچار شدی ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات